علامه حلي و بوسه بر خاك پاي امام زمان (عج)

علامه حلي، از رجال برجسته و علماي بزرگوار شيعه، كسي است كه درباره اش نوشته اند: « در حالي كه كودك بود، به درجه اجتهاد رسيد و مردم منتظر بودند كه به تكليف برسد تا از او تقليد نمايند

علامه حلي، هر هفته از حله با پاي پياده به سوي كربلا راه مي افتاد تا فضيلت زيارت امام حسين (ع) را در شب جمعه درك نمايد. آن بزرگوار، طي سفري از حله به كربلا، به محضر نوراني امام عصر (عج) مي رسند، اما، حضرت را نمي شناسند. در طول مسير، عصا از دست علامه به زمين مي افتد. امام زمان ارواحنا فداء خم مي شوند، عصاي علامه را برمي دارند و به دست ايشان مي دهند. در همين هنگام سوالي در ذهن علامه القا مي شود و از محضر امام (عج) مي پرسد: « آيا در اين عصر و زمان كه غيبت كبراست، مي توان حضرت صاحب الامر (عج) را ديد يا نه؟ » حضرت در پاسخ علامه مي فرمايند:
«
چگونه صاحب الزمان را نمي توان ديد و حال آن كه دست او هم اكنون در دست توست؟! » به محض اين كه علامه اين پاسخ را مي شنود، بي اختيار خود را به زمين مي اندازد تا پاي مبارك حضرت را ببوسد كه در اين هنگام از كثرت شوق
مدهوش مي شود 1.

1.                                                                                                       تنكابني، قصص العلما، ص 355.

ميرزا جواد آقا ملكي

هنوز مسجد بالاسر حضرت معصومه عليها السلام، يادآور حضور سبز آن عارف واصل و نمازهاي عارفانه اوست؛ نمازي كه به حضور بزرگاني چون حضرت امام و آيت ا... بهاء الديني زينت مي يافت. هنوز بيان قدسي و توصيه هاي اخلاقي آن رادمرد الهي در مدرسه فيضيه طنين افكن است. مجتهدي بصير، عالم اخلاقي كامل و عارف و اصلي كه ارتباط وي با حضرت بقيت ا... فراوان ملازمت او با تقوا و ورع بسيار بود. او دايم الحضور بود و لحظه اي از ياد خدا بيرون نمي رفت. رادمردي كه قبر مطهر او در قبرستان شيخان قم محل استجابت دعا و زيارتگاه عام و خاص مردم است. حضرت آيت ا... حاج سيد جعفر شاهرودي اعلي ا... مقامه مي گويد: « شبي در شاهرود خواب ديدم كه در صحرايي حضرت صاحب الامر (عج) با جماعتي تشريف دارند و گويا به نماز جماعت ايستاده اند. جلو رفتم كه جمالش را زيارت و دستش را بوسه زنم. چون نزديك شدم شيخ بزرگواري را ديدم كه متصل به آن حضرت ايستاده و آثار جمال و وقار بزرگواري از سيمايش پيداست. چون بيدار شدم، در اطراف آن شيخ فكر كردم كه كيست كه تا اين حد نزديك به امام زمان (عج) است. از پي يافتن او به مشهد رفتم، نيافتم. به تهران آمدم، نديدم. به قم مشرف شدم، او را در حجره اي از حجرات مدرسه فيضيه كه مشغول به تدريس بود، ديدم. پرسيدم كيست؟ گفتند: « عالم رباني آقا حاج ميرزا جواد آقا ملكي تبريزي است. » خدمتش مشرف شدم. تفقد بسياري كردند و فرمود كي آمدي؟ گويا مرا ديده و شناخته و از قضيه آگاهند. پس ملازمش را اختيار نمودم و او را چنان يافتم كه ديده بودم و مي خواستم 1. »

1. حسن زاده آملي، در آسمان معرفت، ص 123.

شيخ مرتضي زاهد

رادمردي كه از طريق زهد و پشت پا زدن به دنيا و توسل و تمسك به اهل بيت عليهم السلام به مقام تشرف و ارتباط با امام زمان (عج) دست يافته بود. او معتقد بود كه تنها عامل رسيدن به كمالات معنوي و عروج روحاني، پس از استمداد از حضرت حق و توسل به اولياي خدا، انجام واجبات و ترك محرمات طبق فتواي مراجع تقليد كه نايبان حضرت صاحب الزمانند، مي باشد. از يكي از بزرگان اهل علم پرسيدند: « اين آقا شيخ مرتضي چه كرده است كه توانسته به اين خوبي هواي نفسش را از ميان بردارد و به مقام تشرف دست يافته است؟ » پاسخ داد: « او آنچه از اخبار و احاديث معتبر از كلمات معصومين عليهم السلام را در كتاب ها ديده و خوانده، باور كرده است و اين باور و يقين به معارف اهل بيت عليهم السلام او را به نورانيت و مقام تشرف رسانده است. » در اين داستان دقت كنيد: « سالها پيش، يك روز پرسيدن مساله اي به خانه مرحوم آشيخ مرتضاي زاهد رفته بودم. زماني كه وارد خانه شدم احساس كردم به غير از من، آقايي در آنجا حضور دارد؛ ولي وقتي داشتم وارد اتاق مي شدم آن آقا از كنار من رد شد و بيرون رفت. لحظاتي بعد آقا شيخ مرتضي به كنارم آمد و با يك شور و حالي به من فرمود: خوشا به حالت آقا سيد مصطفي! آيا مي داني همين الان چه بزرگواري از كنارت رد شدند ورفتند؟ آقا سيد مصطفي! اين امام زمانت حضرت بقيه ا... الاعظم (عج) بود در همين چند لحظه پيش او رد شد و بدن شريفش به عباي تو ماليد شد. 1

1 . سيف اللهي، آقا شيخ مرتضاي زاهد، ص 29.